درجای جای فرهنگ و تمدن بشری ودر سراسر دنیا از عصر حضرت آدم علیه السلام تاعصر حاضر که عصر تکنولوزی و نانوتکنولوژی و ارتباطات و....است ؛ هیچ انقلاب و حماسه ای به اندازه واقعه جاوید و ماندگار دشت کربلا و شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران با وفایش در آن عصر خونین عاشورایی مورد توجه قرار نگرفته است . اگر همه مراثی و سروده های شاعران درباره انقلاب کبیر عاشورا در یک جا گرد آوری شود ، به یقین خود کتابخانه عظیمی را تشکیل خواهد داد و همین گستردگی نموداری است برعظمت و شکوه جاودانه نهضت حضرت سیدالشهداء(ع)ویاران فدارکارش که مخلصانه دل به معشوق دادند وعاشقانه جان در طبق اخلاص گذاشتند و برای ماندگاری و پایداری دین مبین اسلام و آیین و فرهنگ محمدی (ص) و سیره علوی (ع) جان شان تقدیم حضرت احدیت نمودند. اردبیل ، این خاستگاه تشیع و مرکز تجلی شور و عشق حسینی ، جایگاه عارف و سالک الی الله ، سید جلیل القدر حضرت شیخ صفی الدین اردبیلی ، مهد تندیس زهد و پارسایی محقق اردبیلی ، دیار عارفان اهورایی و شاعران عاشورایی از قرن ها پیش پاسدار میراث گرانقدر فرهنگ غنی و تاریخ ساز عاشورایی بوده و این فرهنگ با اعتقادات مذهبی و باورهای دینی مردم این سامان عجین بوده است . کهن شهر حسینی اردبیل که به دست فرزندان حضرت ابوالبشر علیه السلام بنیان نهاده شده و در طول تاریخ همواره به عنوان شهر دارالارشاد و دارالامان و شهر مقدس مطرح بوده و هست ،نقش ویژه وممتازی را در تثبیت تشیع در ایران داشته و با نهایت افتخار و به دلیل عشق و علاقه وافر اهالی متدین و ولایتمدارش به خاندان رسواله اعظم(ص) به مرکز و پایتخت عشق به اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام تبدیل شده است.این خطه که مهد و پایگاه بزرگانی چون شمس عطار اردبیلی ، بیضای اردبیلی ، حکیم الهی اردبیلی ، رحیم موذن زاده اردبیلی و صدها شخصیت برجسته مذهبی،علمی،فرهنگی و حتی ورزشی است ، عالمان ،اندیشمندان،سخنوران و شاعران و مداحانی را در دامن خود پرورانده که هر یک در رشد و شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی در ایران عزیز نقشی مهم و رسالتی سترگ و عظیم داشته اند.زنده یاد عباسقلی یحیوی شاعر بافضیلت و عاشق پیشه و حماسه سرای نامدار آذربایجان از جمله اوتاد و نوادر روزگار است که از این دیار مقدس برخاسته و حماسه بزرگ و همیشه ماندگار عاشورا را باشکوهی تمام و با خلق تصاویری بدیع و تاثیرگذار با زبان نافذ شعر در قالب تابلوهایی منحصربفرد خلق کرده و ادبیات عاشورایی را جلوه و شکوهی دیگر بخشیده است.
استاد یحیوی از بزرگترین شاعران حماسه سرای عاشورایی است که علاوه بر داشتن سبک و شیوه ای خاص ، به لحاظ نوآوری و ایجاد تحول بنیادین درشعر عاشورایی و حماسی ، سرآمد روزگار و پایه گذار مکتب شعری ویژه است و آثار ارزشمندی که پیرامون این حماسه جاوید و شخصیت های اسطوره ای نهضت حسینی خلق کرده از هر حیث قابل ارج و احترام و تامل و تفقد است .این شاعر اهل بیتی و منتسب به حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام 65 سال از 78 سال عمر با برکت خویش را به استان بوسی سید و سرور شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) مصروف داشته و در این مدت آثار ارزشمند و منحصر بفردی را افرینش و به زیور طبع آراسته است. . مقام معظم رهبری در جریان سفر پر خیر و برکتشان به این دیار اهل بیتی و لایی در مرداد ماه سال 1378 و در جمع نخبگان استان اردبیل،ضمن تمجید افکار و اندیشه های عاشورایی این شخصیت بزرگ و بافضیلت ،با قرائت اشعاری از زنده یاد یحیوی و توصیف و تفسیر شعر مانای:
آی باتدی صبح آچیلدی،زینب نوایه گلدی زهرا ددی حسین وای ، عالم صدایه گلدی
چون ییخدیلار آتیندان سلطان تشنه کامی دنیایه اولدی اعلان قٌتَل حسین پیامی
ایشان را به عنوان «تاج الشعرای شاعران عاشورایی» عنوان کرده و بر ضرورت شناخت هرچه بیشتر ابعاد مختلف شخصیتی این عارف و شاعر برجسته تاکید ویژه ای داشته اند. اما حماسه سرای نامدار آذربایجان ، تاج الشعرای شاعران مرثیه سرای کشور در بیست و هفتیمن روز از اولین ماه دومین فصل سال 1280هجری خورشیدی در کهن دیار اردبیل قدم به عرصه حیات گذاشت .وی یکی از بزرگترین شاعران عاشورایی معاصراست که علاوه برداشتن سبک خاص به لحاظ نوآوری وایجاد تحول بنیادین در مرثیه سرایی ،سرآمد روزگاز وپایه گذار مکتب شعری ویژهای است در سن 13سالگی با الهام از حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و هنرمند تشنه لب دشت نینوا حضرت ابئوالفضل العباس (ع) چشمه شعر در جانش جوشیدن گرفت وبا تخلص احقر سرودن برای سید و سالار شهیدان و یاران باوفایش را آغاز کرد. حاصل 78سال عمر و65سال سابقه سخن پردازی و عشق ورزی اش به خاندان رسول الله اعظم (ص) هشت جلد کتاب است که حاوی صدها قطعه اشعار فارسی وترکی آذری است و همواره در محافل و مجالس بزرگداشت یاد و نام حماسه آفرینان دشت نینوا چاشنی زمزمه های عاشقانه و ناله های غریبانه عاشقان و سالکان کوی حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و ورد زبان مادحان و واعظان است. بساط کربلا ،اسرار عاشورا ،پرچم عزا ،آخرین آثار یحیوی ،یادگار یحیوی ،بهارستان یحیوی ونگارستان یحیوی از آثار تامل برانگیز استاد حاج عباسقلی یحیوی است . در راستای بزرگداشت خدمات ارزشمند این شاعر والا مقام عاشورایی و به مناسبت سی امین سال عروجش، به همت و ابتکار فرهنگبانان دیار دارالارشاد اردبیل ،در بیست و ششمین روز از آبانماه سال 88 کنگره بزرگداشت تاج الشعرا استاد عباسقلی یحیوی با حضور شخصیتهای فرهنگی و هنری کشور در شهر اردبیل برگزار و از مقام شامخ این شاعر عاشورایی تجلیل بعمل خواهد آمد.
روزهای دوازدهم تاپانزدهم اولین ماه از سومین فصل سال 1388 کهن شهر آران ، دشت همیشه آفتاب گیر و شهر زیبا و زرخیز بیله سوار مغان در شمال شرقی استان و خطه گل آذین مشگین شهر در دامنه پرنقش و نگار ساوالان همیشه سرافراز ، میزبان هنرمندان و گروههای شرکت کننده در نخستین جشنواره نمایش های آیینی و سنتی بودند . در این رویداد مهم هنری و نمایشی استان که به همت و ابتکار اداره کل فرهنگ وارشاداسلامی استان و با مشارکت تحسین برانگیز هنرمندان و مسئولین نهادهای تلاشگر شهرستانهای بیله سوار و مشگین شهر و با شکوه تمام برگزار شد ، در قالب نمایشهای صحنه ای ، بخش هایی از ظرفیتها و داشته های نمایشی شهرهای مختلف استان در زمینه فرهنگ ، آیین ها ی نمایشی و بازی های بومی و محلی در معرض دید علاقه مندان به هنرهای نمایشی قرار گرفت . اگر چه و با توجه به تجربه اول آن،برگزاری این جشنواره با کاستی هایی هم از لحاظ کمی و هم از لحاظ کیفی همراه بود ، اما اهتمام جدی متولیان فرهنگی و هنری استان و هنرمندان عزیز در جهت بازکاوی و نمایش این آیین ها و بازی های محلی و نمایش های سنتی قابل تقدیر و تحسین است . «او خارمان نان بو خارمانا کندیمز » نوشته و کار احمد مسرت (پیشکسوت تاتر بیله سوار ) و « کورزاد » نوشته رضابهشتی و کار جابر فتحی از شهرستان بیله سوار ، «لئچک » نوشته و کار جواد دشتی و « قاییش گوتوردی » نوشته عباس جاهد و کار مشترک محمد رزمی و محسن وظیفه از پارس آباد ،و نمایش های « آدقالار انسان گئدر » نوشته روح الله حبیب زاده و کار مجید بشگل و «چپر» نوشته طاهر جهانگیری و کار حسن شیخ زاده از اردبیل عناوین نمایش هایی بودند که در نخستین دوره این جشنواره در سالن های نمایش مجتمع های فرهنگی و هنری امام علی (ع) بیله سوار و اندیشه مشگین شهر به روی صحنه رفتند.جای هنرمندان شهرستانهای گرمی خلخال و مشگین شهر (البته مشگینی ها با کارگردانی کاظم جهانگیرزاده نمایش تاپدوق را با بازی جلال محمدلو در مراسم اختتامیه به روی صحنه بردند. ) در این رویداد نمایشی استان خالی بود و دوست داشتیم تا با بازی دوستان تاتری مان ، بخش هایی از آیین ها و نمایش های بومی و محلی و بازی های سنتی این شهرستانها را هم ببینیم . مراسم افتتاحیه این جشنواره که در شهر بیله سوار برگزار شد ، سرشار از زیبایی و دوستی و مهربانی بود . حقیر افتخار داشتم بعنوان مجری برنامه ، حضور جدی در این آیین باشکوه داشته باشم . اگر چه اگر روح الله حبیب زاده که بر اساس حسن نظر مدیرت فرهنگی و هنری استان بعنوان رابط و نماینده انجمن هنرهای نمایشی کشور ، سکاندار نمایش استان است و هر جوری که دل نازنینشان می خواهد ، برای تاتر استان و هنرمندان مظلومش تصمیم گیری نموده و هی دستور صادر می کنند و به جز خودشان کسی را تاتری و اصلا" هنرمند نمی دانند و به بهانه های مختلف موجبات دلسردی تاترهای استان بویژه هنرمندان تاتر اردبیل را فراهم کرده و می کنند، دوست نداشتند تا حقیر این مراسم را اجرا نمایم و حتی به دوستان بزرگوارمان در اداره کل فرهنگ وارشاداسلامی استان با لحنی تند بلافاصله بعد از اتمام مراسم افتتاحیه و هنگام بدرقه مسئولین اعلام فرمودند که اگر من می دانستم ، نمی گذاشتم نوریان مراسم را اجرا نماید.
این آقای حبیب زاده که انصافا" تا به امروز احترام ویژه ای به جهت پیشکسوت بودنشان برایشان قائل بودم و حتی این احترام یک طرفه ادامه هم خواهد داشت ، متاسفانه بعد از هجرت ناباورانه زنده یاد داود جلایی در عرصه نمایش استان از لحاظ مدیریت و تصمیم گیری به قدرت کاذبی تبدیل شده است که بجز عده ای معدود (آنهم از روی ناعلاجی ) کارها و افکارشان مورد پذیرش هنرمندان تاتر استان اردبیل نبوده و نیست . ایشان یادشان رفته که حقیر از طرف ستاد اجرایی در شهرستان بیله سوار بعنوان مجری مراسم انتخاب شده بود و دوستانم در شهرستان بیله سوار این حق را داشتند که یکی از بین خودشان برای اجرای مراسم انتخاب نمایند . سهمی که حقیر در رشد و روند رو به توسعه تاتر شهرستان بیله سوار دارم ، بر کسی پوشیده نیست و حتی هنرمندان استان و خود تاتری های بیله سوار هم نیک می دانند که در شکل گیری و اجرای این جشنواره چقدر سهیم بوده ام . از کسی که ده دقیقه مانده به آغاز مراسم افتتاحیه وارد سالن بشه و انتظار داشته باشه همه بی چون و چرا هرچه را ایشان امر بفرمایند ، اجرا کنند ، بیش از این هم نباید انتظار داشت !(من به همراه اسکندری ، ارجمند و عباسی (راننده ) تو ماشین پاترول دودره نشته بودیم و از نزدیک شاهد این اظهارات عوام فریبانه حضرت حبیب زاده بودیم.باورکند می خواستم از ماشین پیاده شده و به نوعی از ایشان تشکر کنم که دوستان نگذاشتند .البته پاسخ قاطعی هم که آقای شرفی معاون محترم فرهنگی و هنری مدیرکل فرهنگ وارشاداسلامی استان و قائم مقام دبیر جشنواره به ایشان دادند ، مرا قانع نمود تا در فرصتی دیگر از استاد حبیب زاده تشکر نمایم . البته حضرت استاد در رویداد ها و جشنواره های مختلف نه تنها در حق حقیر بلکه در حق هنرمندان تلاشگر و صادق و بی ادعای استان ،رفتار غیر قابل تاملی نشان داده اند و هنرمندان با این رفتارها آشنا بوده و نمونه این عنایات و الطاف بیکران ایشان را در جشنواره سی پرده عشق ، همایش روز جهانی تاتر آنهم در محضر استاندار اردبیل و .... دیده و با تناقض گویی ها و رفتار دو گانه حضرت ایشان آشنا هستند. اینکه ایشان اظهار می دارند که خود شهرستانها در اجرای برنامه سهیم باشند و برنامه ریز ، اندیشه ای قابل ستایش است . اما رفتار حضرت استاد در جشنواره بیله سوار و مشگین شهر نشانگر آن است که ایشان اعتقادی بر اداره تاتر شهرستانها توسط خود هنرمندان شهرستان ندارند و دوست دارند که برای آنها هم ریاست کنند. نمونه بارز این رفتار دوگانه ایشان بحث انتخاب اعضای هیئت بازخوانی بود که هیچ اهمیتی به افراد مورد نظر ستاد اجرایی شهرستان نداشته و علیرغم اینکه متون نمایشی در اختیار این افراد قرار گرفته بود ، جناب استاد حبیب زاده افراد دیگری را بدون جلب رضایت شهرستانهای متولی انتخاب و متون نمایشی را به آنها ارایه داد بودند.امیدواریم مدیرت فرهنگی و هنری استان این فاصله ایجاد شده بین هنرمندان را با وسواس بیشتری مورد عنایت قرار دهند و بیش از این عنان اختیار تاتر استان به دست این استاد که هدفی جسارتا" جز کسب رضایت مدیر و انجام یکسری کارهای عقب مانده شخصی و رسیدن به امکانات و.....ندارند ، نسپارند و همه هنرمندان استان را مورد تفقد قرار دهند . حقیر در نشستی هم که با حضور نمایندگان گروههای نمایشی اردبیل در یکی از شب های ماه مبارک رمضان و از ساعت ۲۲ تا ۳ صبح برگزار شد ، به نوعی چاپلوسی های حضرت حبیب زاده را نسبت به متولی فرهنگ و هنر استان مورد نقد و انتقاد قرار دادم و صمیمانه از مدیریت فرهنگی و هنری استان درخواست نمودم تا این گونه جملات عوام فریبانه استاد حبیب زاده و افرادی مثل ایشان را ملاک صداقت و اندیشه های صادق هنرمندان تاتر استان قرار ندهند.
از همه دوستان عزیزم در بیله سوار و نشگین شهر و گروههایی اجرایی که در برگزاری این جشنواره سهم عمده و حضوری بی ادعا و صادق داشتند ، به سهم خود قدردانی می نمایم .برای استاد حبیب زاده عزیز هم قدرت تحمل دیگران ، ارج نهادن به مقام و منزلت همه هنرمندان تاتر استان ، پرهیز از تکروی در امور نمایش و ......از درگاه الهی آرزومندم.
امیدواریم با بهره گیری از همه داشته ها و ظرفیت های استان شاهد برگزاری آبرومندانه این رویدادمهم با حضور همه هنرمندان شهرستانها و بخش های تابعه استان اردبیل در سالهای آتی باشیم و آرزو دارم سکان هدایت امور نمایش استان را به کسی بسپارند که هم را به یک چشم ببیند و برای همه ارزش قائل باشد.. انشاء الله
برگزاری نخستین جشنواره نمایش های آیینی و سنتی در کهن شهر بیله سوار و خطه گل آذین مشگین شهر در در روزهای دوازدهم تا چهاردهم مهرماه 88 نشان از شکوفایی دوباره تاتر در این دو شهر زیبا و دوست داشتنی است . ضمن تجلیل و تکریم تلاشهای قابل تحسین عزیزانمان در اداره کل فرهنگ و ارشاداسلامی استان اردبیل و با آرزوی موفقیت برای هنرمندان و گروههای نمایشی شرکت کننده در این رویداد مهم نمایشی استان و با امید برگزاری با شکوهتر این جشنواره در سالهای آتی ؛ آنچه كه تقديم مي گردد مروري است كوتاه و گذرا به تئاتر شهرستان بيله سوار در سالهاي 72 تا 75...
... تير ماه سال 1372 از طرف مديريت وقت اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان تازه تاسيس اردبيل ماموريت يافتيم تا جهت رونق بخشيدن به فعاليتهاي فرهنگي و هنري شهرستان مرزي بيله سوار مغان بعنوان مسئول نمايندگي فرهنگ و ارشاد اسلامي و كتابخانه هاي عمومي در اين شهر زيبا استقرار يابم و براي تعالي فرهنگ و هنر اين خطه از ميهن اسلاميمان گامهاي اساسي را بردارم.
اگر چه تنها ساختمان فرهنگي و هنري شهر كه در كنار قبرستان واقع شده بود،از حداقل امكانات اوليه هم برخوردار نبود ، اما بر اساس رسالت و تعهد هنري كه داشتم ، بر آن شدم تا با استفاده از امكانات موجود و فرصتها و ظرفيتهاي شهرستان ، هر آنچه را كه در توان دارم در طبق اخلاص بگذارم و براي اعتلاي فرهنگ و هنر شهرستان مرزي بيله سوار كارهاي فاخر و ارزشمندي را مهيا و اجرا نمايم.
برای رسول صادق هشت سال دفاع مقدس
به بهانه ی آیین تجلیل از مفاخرفقیداستان و برگزاری نهمین جشنواره ی منطقه ای سینمای جوان در اردبیل )
درواپسين روزهاي اسفند ماه85 و در آستانه ی حلول دوباره ی خورشيد بهاري، ستاره ی پرفروغ سينماي دفاع مقدس و راوي صادق حماسه ی هشت سال دفاع مقدس ،عاشقانه وغريبانه با فيلم "عصرروزدهم " به ديدار حق شتافت.
ملا قلي پور از خاک مقدس اردبيل بود وحسيني بودن و تقيد به اهلبيت عصمت وطهارت علیهم السلام در خونش ريشه کرده بود و همين امر باعث شد تا او بدون هيچ چشمداشت مادي ،دلاوريهاي ايثارگران و حماسه آفرینان دفاع مقدس را با نگاهي نو ومتفاوت با ديگران به نمايش در آورد.
رسول ملاقي پور زنجير حرکت را به دست و پاها سپرده بود و خود سراسر چشم شده بود براي ديدن و سراسر گوش شده بود براي شنيدن صداها وناله هايي که هنوز ازبقاياي خاک ريزها برمي آمد ؛ ازلابلاي خاطرات به پايان رسيد ه اي که او و امثال اورا رها نکرده اند.
نام این شهر نخستین بار در لوحهای گلی سومریان در پنج هزارسال پیش در شهر نیپور باستانی بصورت “اراتا” آورده شده و ساکنین اولیه آن آراتایی بوده اند. مورخان می گویند: نام دیگر این شهر”آرتاویل” به معنی مکان مقدس بود که بعدهابه نامهای دارالارشاد، دارالملک، دارالعرفان، دارالاامان ملقب شد.
اردبیل درطول تاریخ سیاسی خود سال های متمادی مرکز آذربایجان و زمانی پایتخت کشور بزرگ ایران و در دوره صفویه از لحاظ سیاسی و اقتصادی سرآمد شهرهای ایران بشمار می آمد.
این شهر شخصیت های بزرگی را دردامن خود پرورانده است که به قولی زرتشت ، شیخ صفی الدین اردبیلی، شاه اسماعیل، مقدس و محقق اردبیلی و دهها شخصیت علمی ، مذهبی دیگر ازجمله آنها هستند.
از افتخارات بزرگ اردبیل به عنوان خاستگاه صفویه و نقش مهم آن در رسمیت بخشیدن به مذهب تشیع در یکپارچگی کشور اسلامی ایران است و به تاسی از این اقدام تاریخی هم اکنون نیز این شهر مهد تشیع بوده و مردم آن به ائمه اطهار (ع) و میهن اسلامی عشق وارادت خاصی دارند.
یکی ازفرزندان این دیار، عارف نامی شیخ صفی اردبیلی است.
شیخ صفی در عهد تسلط مغول بر آذربایجان یعنی در سال ۶۵۰ هجری قمری در کلخوران در سه کیلومتری شمال شهر اردبیل دیده به جهان گشود و اجداد او هم از زمان های قدیم در این روستا زندگی می کردند.
به نوشته منابع تاریخی جد پنجم او به نام فیروز شاه زرین کلاه در اواخر قرن پنجم هجری به ولایت اردبیل منصوب شد و مراتع منطقه را برای پرورش دام ها مناسب دید.
شادروان بابا صفری در کتاب اردبیل در گذرگاه تاریخ می نویسد فرزند فیروز شاه را عوض الخواص می گفتند که در قریه اسفرنجان در اطراف اردبیل زندگی می کرد ولی پس از فوت ، جنازه اش را در کلخوران دفن کردند.
عوض الخواص پسری به نام محمد داشت که در هفت سالگی در جلوی درب خانه خود ناپدید شد و پس از جستجوی زیاد سرانجام عزای او را گرفتند اما بعد از هفت سال روزی او را جلوی همان نقطه ایستاده دیدند درحالیکه دستار سفیدی بر سر و جامه عنابی رنگی بر تن داشت و قرآنی بر گردن اش حمایل بود.
دربعضی از کتاب ها درباره علت غیبت او آمده است که او را جنیان دزدیده و با خود بردند و بعد از هفت سال در همان نقطه آزاداش کردند در حالیکه قرآن را از حفظ فرا گرفته و احکام مذهبی را آموخته بود و از آن به بعد او محمد حافظ لقب یافت.
فرزند محمد، صلاحالدین نام داشت و او مرد کشاورزی بود در قریه کلخوران که در آنجا از دنیا رفت و مدفون شد.
صلاحالدین پسری داشت که او را قطب الدین می گفتند و او همان کسی است که به دست گرجی ها مجروح شد اما چون رگ ها و اعصاب گردن اش قطع نشده بود سرانجام بهبود یافت.
شیخ صفی الدین که در کودکی جد خود را دیده بود از جای زخم گردن او یاد کرده و گفته است هر وقت جدم مرا به گردن خود می نشاند به اندازه چهار انگشت بر گردن او موضع شمشیر می دیدم.
به نوشته منابع تاریخی قریه قطب آباد در اردبیل را او آباد کرده است .
امین الدین جبرییل ، پدر شیخ صفی الدین بعداز پدراش قطب الدین وارث او شد و به سلک مریدان خواجه کمال الدین عربشاه اردبیلی درآمد.
امین الدین به کشاورزی مشغول بود و از این راه ثروتی حاصل کرد ولی مرد سخاوتمندی بود و به بخشش و کرم شهرت داشت.
او با دختر صاحب عصمتی از خاندان جمال باروقی ازدواج کرد و شیخ صفی الدین اسحاق از این مادر با تقوا که دولتی نام داشت، متولد شد.
دوران حیات شیخ صفی با دانشمندان و عارفان بزرگی چون مولانا جلال الدین رومی، امیر عبدالله شیرازی، شیخ نجیب الدین بزغوش ، شیخ محمود شبستری و شیخ محمد کچه چی مصادف بود.
اجداد دیگر شیخ امین الدین بعداز فیروزشاه به حضرت امام موسی بن جعفر (ع) منتهی می شود.
شاه اسماعیل سرسلسله صفویه که از اردبیل برخاست و جانشینان وی توانستند تمامیت ارضی ایران را تثبیت و مذهب شیعه را رسمیت بخشند که این دو کار بزرگ از افتخارات صفویه و مردم اردبیل محسوب می شود.
سلسله صفويه علاوه بر دو کار بسيار بزرک و ارزشمند شامل رسميت بخشيدن به مذهب شيعه و استفاده از آن در يکپارچگي و وحدت ملي ايران آن زمان، اقدامات بسيار مهمي نيز در زمينه هاي فرهنگي - هنري و معماري اين مرزو بوم انجام داده اند.
مقام معظم رهبری در سفر سال ۱۳۷۸ به استان اردبیل با اشاره خدمات نیک سلسله صفویه در ایران فرمودند، صفویه به ایران عزت دادند و این صفویان بودند که ایرانی متحد، مقتدر، سربلند و پیشرفته در دنیای آن روز را معرفی کردند و مذهب فقه جعفری را در سراسر ایران استقرار ساختند.
این روز مبارک و فرخنده را به همه اردبیلی های عزیز و حسینی تبریک عرض می نمایم .به امید سربلندی و سرافرازی این دیارمقدس.
حسین (ع) ؛ پسر عشق ، پدر عطش و فرزند پدر خاک و زاده ی مادر آب است .
حسین (ع) ؛ امام اشراق های طولانی ، خدای سجده های دلنشین ، امام گلها و شکوفه ها و پاسدار حریم خدا است.
حسین (ع) ؛ هنرمند تشنه لب دشت نینوا است که آب هم از او آبرو یافته است .
حسین (ع) ؛تلاقی دو نور آسمانی ، تلاقی دو اقیانوس عاطفه و مهربانی است و نامش راحتی جان عالم و ذکرش آرامبخش دلهای عاشق و شوریده و شیدا است.
یا حسین ؛ در طرق تو مهربانی و عشق حرف اول را می زند و معرفت آغازراه رسیدن به بارگاه الهی است و عشق بازی مقدس و مبارک.
یا حسین ؛ تو از ازل تا ابد در گستره خلقت جاری و ساری هستی .
سلام بر تو ای عطیه ی کوثر ، ای پاسدار حریم الهی .
سلام عشق ، حضرت عشق ، معنای عشق.
میلاد سرخت فرخنده و مبارک .![]()
بانوی آب و آیینه !
هجرت مظلومانه و جانسوزت را امیر قافله عشق و لبخند چگونه باور کرد ؛ نمی دانم .اما نیک میدانم دل عاشقانت گنجایش این درد و فراق را ندارد.
یا فاطمه!
در عزای تو چگونه اشک ماتم از دیگانم جاری نشود ؟
درک عمق فاجعه از چشم باور می شکند التهابی شعله ور از چهره در می چکد
تو را می شناسم ای بانوی خوبی ها و خلاصه مهربانیها . تو انیس آفتابی و نگار زیبای نگارستان محمد (ص).تو کوثر همیشه جاری ولایتی و همدم تنهایی های علی .
تو کد بانوی آبی می شناسم انیس آفتابی می شناسم
تو تلفیق یکی آیینه با آب علی را بازتابی می شناسم
در عزای تو همه دلهای عاشق محزون است .
در غم فراق تو زمین هم مثل آسمان خون گریه می کند .
در عزای تو نسیم ناله های غریبانه و سوز ناکش را در گوش درختان زمزمه می کند .
در سوگ جانکاه و مظلومانه عصاره خلقت حضرت فاطمه زهرا (س) ، آسمان چون کودکی در فراق مادر ، های های گریه سر می دهد و باران خون از گونه هایش بر زمین جاری می شود .
در غم تو ، در گنبد کبود افلاک ، هیاهو بر پاست و ناله های عرشیان تا فرش بگوش می رسد .
بانوی من !
آب از تو آبرو و آیینه از تو صداقت و یکدلی را فراگرفته است .
با نو!
داغت را را چگونه بگریم ؟
که دریاهای نیلگون ،زخمه زخمه تو را گریسته اند....
و گل های بنفش ، پیرهن بر تن دریده اند...
ستاره ها نیز تو را سوگوار شدند ....
ای رایحه خوشبو و معطر بهشتی
زیبا گل محمدی
داغت را چگونه بگریم
ای سنگ صبور شب های دلتنگی علی (ع).
سلام بر تو ای خلاصه جمال الهی ، ای مادر آب که گل ها شکفتن را از تو آموخته اند و پرستوها پرواز را .
اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها
رضا سیدحسینی افتخار آفرینی از دیار همیشه سربلند سبلان مقدس و کهن شهر اردبیل است که صبح دوازدهمین روز از اردیبهشت 88 با عروجش از این دنیای خاکی ، جامعه فرهنگی و ادبی و هنری کشور و بویژه اردبیل عالم پرور را به سوگ نشاند .
استاد رضا سید حسینی در بیست و دومین روز از مهرماه سال 1305 در شهر تاریخی و مهد فرهنگ و هنر اردبیل به دنیا آمد. بعد از گذراندن تحصیلات مقدماتی به مدرسه پست و تلگراف تهران رفته ومشغول تحصیل در رشته ارتباطات دور شد. سپس برای تکمیل مطالعات خود به پاریس رفت. مدتی نیز در دانشگاه U.S.C آمریکا به تحصیل فیلم سازی پرداخت. بعد به ایران بازگشته و به فراگیری عمیق تر زبان فرانسه و فارسی نزد اساتیدی همچون عبداالله توکل، پژمان بختیاری، دکتر ناتل خانلری پرداخت. در ضمن مبانی نقد فلسفه هنر و ادبیات نیز در آموزشکده تئاتر تدریس میکرد. طی دورههای متمادی سردبیری مجله سخن را به عهده داشتهاست. همچنین در اداره مخابرات و رادیو و تلویزیون هم کار میکرد. از همان دوران بود که به صورت جدی به کار ترجمه پرداخت. در دوران جوانی کتابی در زمینه روان شناسی ترجمه کرده با عنوان پیروزی فکر که بسیار مورد توجه قرار گرفت به طوری که حدود بیست یا سی بار تجدید چاپ شد و هنوز هم میشود. در حالی که دیگر ترجمههایش مثل ترجمه «شاهکارهای دنیاً یا»طاعون" آلبر کامو این قدر علاقه مند نداشت. این کتاب که مربوط به روان شناسی قبل از فروید است شامل پندهایی است که انسان را به تعمق و تفکر وا میدارد. از سیدحسینی تاکنون ۳۴ جلد کتاب منتشر شده است که میتوان به ترجمههایی از آندره مالرو، مارگریت دوراس، یاشار کمال، ناظم حکمت، ژان پل سارتر، آندره ژید، آلبرکامو، توماس مان، ماکسیم گورکی، بالزاک، جک لندن، چارلی چاپلین و... اشاره کرد.
«رؤیای عشق» از ماکسیم گورکی، «لایم لایت» اثر چارلی چاپلین، «طاعون» آلبر کامو، «آخرین اشعار ناظم حکمت»، «ضد خاطرات» و «امید» آندره مالرو، «در دفاع از روشنفکران» ژان پل سارتر و «آبروباخته»ی جک لندن، از جمله آثار این مترجم هستند.
رضا سيدحسيني يكي از سخت كوش ترين مترجمان زبان فرانسوي و تركي آذري و استامبولي است كه تاكنون آثار ارزنده اي را تاليف و ترجمه كرده است. او در جريان ترجمه دقيق نيز يكي از جريان سازترين مترجمان بوده و نمونه آثار وي براي اهل ترجمه مثال زدني است. او در سال 1305 در شهر اردبيل به دنيا آمد و با گرفتن ديپلم ارتباطات، در فرانسه در مدرسه عالي ارتباطات، مشغول به تحصيل شد. سيدحسيني از ۱۶سالگي كار ترجمه را با ترجمه آثار تركي قفقازي و استامبولي آغاز كرد و پس از آن به ترجمه فرانسوي پرداخت. مكتب هاي ادبي يكي از آثار تاليفي است كه چند دهه را به عنوان منبعي دانشگاهي و تاثيرگذارترين در جريان نقد ادبي معاصر ايران پشت سر گذارده است.
وی پس از آن نزد کسانی چون دکتر پرويز ناتل خانلری و عبدالله توکل (از افتخار آفرینان اردبیلی ) زبان فرانسه را یاد گرفت و اولین ترجمهاش از اين زبان در سال ۱۳۲۶ منتشر شد.
طاعون آلبر كامو، ضدخاطرات و اميد آندره مالرو، در دفاع از روشنفكران ژان پل سارتر، لايم لايت چارلي چاپلين، آخرين اشعار ناظم حكمت، روياي عشق ماكسيم گوركي و آبروريخته هاي جك لندن نمونه آثار ترجمه شده توسط رضا سيدحسيني است.سیدحسینی همچنین سرپرست و عضو اصلی تألیف و ترجمهٔ مجموعهٔ شش جلدی «فرهنگ آثار» بوده است .
زنده یاد سيدحسيني روز 15 فروردين سال 88 براي سومين بار در يك سال گذشته و بعلت عارضه نخاعی بستري و مورد عمل جراحي هم قرار گرفت. سيدحسيني صبح دوازدهم اردیبهشت 88 در بيمارستان ايرانمهر درگذشت.
همزمان با میلاد مسعود الهه خوبی ها ، عصاره مهربانی و چکیده عشق حضرت زینب کبری (س) و به بهانه بزرگداشت روزجهانی تاتر ، در دومین سال برگزاری اردیبهشت تاتر ایران ، در یک اتفاق نادر و بی نظیر ، استاندار اردبیل میزبان و میهمان سفیران صادق صحنه های نمایش و نیاش استان بود . در این نشست صمیمانه که در تاریخ تاتر این خطه از میهن اسلامیمان که برای اولین بار شاهد آن بودیم (که ای کاش آخرین آن هم نباشد ) ، دکتر منصور حقیقت پور استاندار اردبیل به گرمی از هنرمندان تاتر استان استقبال و پذیرایی نمودند و صمیمانه به درددلهای خاک خورده های صحنه های نمایش گوش داد ه و برای اعتلای تاتر استان راهکارهای اساسی ارایه نمودند .
در این برنامه عظیم ابراهیم پور مدیرکل فرهنگ وارشاداسلامی استان گزارشی را از روند اجرایی جشنواره تاتر استانی سی پرده عشق ارایه و سپس پیام محمدحسین صفار هرندی وزیرفرهنگ وارشاداسلامی را به مناسبت روزجهانی تاتر قرائت کردند .مجید واحدیزاده هم پیام آگستو بوآل ( از هنرمندان نام آشنای برزیلی – نویسنده ، دراماتورژ،استاد دانشگاه ، تئوریسین ، کارگردان تاتر و خالق روش تئاتر ستمدیدگان –متولد 1931ریودوژانیرو برزیل ) بمناسبت روزجهانی تاتر را قرائت نمودند . سید رضی محمودی ، جاوید رخشانی ، فاطمه سیمزاری ، غریب منوچهری ، جلال محمدلو ، عبدالرضا عسگری ، سجاد ضامنی ، جابر فتحی ، امین افسری و عباس جاهد بعنوان نمایندگان هنرمندان تاتر شهرستانی استان در یک فضای دوستانه و صمیمی که استاندار اردبیل برای تاتری ها مهیا کرده بود ، به دردها ، دغدغه ها ، دلمشغولی ها ، غصه ها و قصه های تاتری خود جان بخشیدند و با صداقت تمام هرآنچه را که که باید می گفتند و نمی گفتندبه زبان آوردند .
استاندار اردبیل به حرفهایشان صادقانه و از عمق جان گوش می داد و بلافاصله هم با لحنی آرام و مطمئن پاسخ شان می گفت. اختصاص تالار بیضای اردبیلی برای انجمن نمایش اردبیل ، سه برابرکردن اعتبارات بخش تاتر (یک میلیارد و دویست میلیون ریال ) ، ایجاد خانه تاتر ، ایجاد شهرک هنرمندان ، اختصاص اعتبارات لازم برای تجهیز مجتمع های فرهنگی و هنری شهرستانها ، واگذاری مجتمع های فرهنگی و هنری استان به هنرمندان ،اختصاص درصدی از جذب نیروی کار برای شرکت خودروسازی سبلان به هنرمندان تاتر ، هماهنگی برای استخدام ده نفر از هنرمندان تاتر پارس آباد در مجتمع کشت و صنعت و دامپروری مغان و....هدایای ارزشمند استاندار اردبیل به هنرمندان تاتر استان به یمن این آیین باشکوه بود . اما این ظاهر قضیه بود .
استاندار اردبیل در مطالب قابل تامل خود ، تاتر را نه بعنوان نیاز بلکه بعنوان یک ضرورت اجتناب ناپذیرمعرفی کردند و از هنرمندان خواستند تا از این فرصت برای تعالی فرهنگ وهنر استان استفاده نمایند . چیزی که هنرمندان حاضر در جلسه کمتر به آن اهمیت دادند و این موضوع باعث شد که استاندار اردبیل به صراحت تمام تکرار کنند :«نگرفتید من چی گفتم !» .
فرصتنی که استاندار اردبیل گفتند و به آن تاکید ویژه ای می کردند ، این فرصت دیدار و فتمان چندساعته و یا بهتر بگویم این مراسم نبود .منصور حقیقت پور برخلاف استاندار ان سابق اردبیل که یا سیاسی بودند و یا اقتصادی و عمرانی فکر می کردند ، یک مدیر کاملا" فرهنگی است و اعتقاد ویژه ای به تقدس استان اردبیل و فرهنگ و پیشینه تاریخی ، مذهبی و فرهنگی این کهن دیار دارند. اردبیل و ظرفیتهای فرهنگی ، سیاحتی ، مذهبی و حتی اقتصادی و تجاری آن را به خوبی می شناسند و اراده کرده اند تا اردبیل را بعنوان یک شهر مدرن دینی به ایرانیان و جهانیان معرفی کنند و برای تحقق این امر مهم از همه اهل فضل و اندیشه و فرهنگ و هنر و ... استمداد طلبیده و می طلنبند.ایشان ضمن تاکید بر حفظ و احياي ارزشها و هويت ديني شهري به صراحت گفتند: ما نمي خواهيم شهري بسازيم و در شهري زندگي کنيم که از لطافت ها و هويت تاريخي در آن اثري نباشد.
حقيقت پور با اعلام اینکه هويت تاريخي و فرهنگي ما داراي غناي بالايي است که بايد گوشه هايي از آن در زندگي شهري مدرن ما ظهور و بروز داشته باشد ، تصریح کردند: هنرمندان و اصحاب فرهنگ و اندیشه نقشی مهم و تاثیر گذار در ساختن شهرمدرن دینی دارند و باید با طرح ها و اندیشه هایشان مسئولین استان را یاری کنند.
اینکه استاندار اردبیل دغدغه فرهنگی داشته و دارند برای همه هویدا و روشن است و اصحاب فرهنگ و هنر استان بایستی با برگزاری نشستهای تخصصی ، ایجاد گروههای مشورتی و برپایی کارگروههای فرهنگی و هنری و حضور شایسته در مجامع و محافل تصمیم گیری زمینه تحقق این اهداف مقدس را که شایسته شهر و استان حسینی و ولایتمدار است ، فراهم سازند . به امید آن روز.
در حاشیه :
مراسم روزجهانی تاتر و دومین اردیبهشت تاتر ایران در اردبیل از جهات دیگری هم قابل تامل بود. حضور بیش از بیش از یکصدو پنجاه نفر از نخبگان تاتر استان و گروههای نمایشی فعال شهرستانهای تابعه استان ، تجلیل از هنرمندانی که در سال 87 در جشنواره های ملی و بین المللی بعنوان سفیران نمایش استان حضوری موفق داشته اند ، تجلیل از دو تن از مدیران فرهنگی ساعی در زمینه تاتر و حضور هنرمندان در ضیافت شام در تالار آزادی و تجدید دیدار و مهر ودوستی ،حضور مشاور اجرایی استاندار و مدیرکل امواجتماعی استانداری از نکات برجسته این مراسم بود.
اما اگر چه جلال محمدلو ، غریب منوچهری ،فاطمه سیمزاری ، عبدالرضا عسگری ، سجاد ضامنی ، عباس جاهد ، امین افسری ،جابرفتحی و حتی سید رضی محمودی و جاوید رخشانی با روحیه تاتری که دارند ، با سادگی تمام با استاندار اردبیل درددل کردند ، اما این دوستان عزیز تنها بخشی از مشکلات و تنگناهای تاتر استان اردبیل را در گفته ها و رفتار خود به نمایش گذاشتند که ای کاش با تجربه و متانت و صبر و حوصله ومطالعه بیشتر وارد عرصه می شدند و تمام بضاعت تاتر اردبیل را به نمایش می گذاشتند . واقعیت امر این است مه مراسم نهم اردیبهشت ماه ۸۸ تمتم بضاعت تاتر استان اردبیل نبود . چیزی که روح الله حبیب زاده مسئول هنرهای نمایشی استان با اظهار گلایه از دوستان سخنگو ُ با لحن آتشین و احساسی خود در ژایان مراسم و بعنوان جمع بندی به آن اشاره کردند.انشاء الله که امین رسولی (تهیه کننده و کارگردان مجموعه رادیویی سوغات آباد رادیو اردبیل ) به این نکات زوم نکنند .
دو تبریک هم باید به توحید معصومی بگیم: اولی بخاطر اخذ مدرک دکتری هنر از دانشگاه کنسانق ! (ببخشید از دانشگاه بی نام و نشان جلال محمد لو کنسانق) و دومی هم بخاطر دریافت لوح سپاس و هدیه ویزه خانه کارگردانان تاتر در سیزدهم اردیبهشت در تهران.
به دوستان هنرمندمان مجید واحدیزاده ، رضا بهشتی ، جاوید رخشانی ، محمد تقی اسماعیلی و فاطمه برمال هم بخاطر تلاشهای تاتری شان در سال ۸۷تبریک می گیم .
و کلام اخراینکه :باید یاد بگیریم که چگونه از فرصت فرصتها که دیریاب و قیمتی است ،بهره بگیریم .به امید روزی که هنرمندان تاتر اردبیل از فرصت ها آگانه استفاده کنند.
باور کنید باور این خبر که احمد مسرت در بستر بیماری است هنوز هم برایم سخت و دشوار است . احمد کسی نبود و نیست که با این بادها بلرزد و باور کنید و باور کنیم که نمی لرزد .خیلی دوست دارم در دو جشنواره ای که امسال در شهر بیله سوار و برای اولین بار برگزار خواهد شد ،مسرت را همان مسرت سالهای دهه هفتاد ببینم . بار این دو جشنواره بردوش احمد سنگینی نخواهد کرد .او نشان خواهد داد که مردی برای تمام فصول و لحظه هاست . مردی شبیه باران که بی کینه است و روان و جاری . مردی با ابهت و شکوه و هنرمندی هنرمند که در دریای بیکران هنر عشق را صید میکند و دلداده حضور در صحنه است . احمدجان در همین ایین روزجهانی تاتر در نهم اردیبهشت ۸۸ ودر جمع تاتری های استان اردبیل ، صمیمانه و خالصانه چشم انتظارم .بستر نو مبارک و آتش عشق به صحنه همچنان در دل نازنینت شعله ور باد .